قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3725
تاريخ الفي ( فارسى )
جنگ كرد و عنان عزيمت به صوب او منعطف داشت . بعد از تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء جدال و قتال آنقدر خلايق از طرفين به قتل رسيد كه بسى مرده « 1 » به سر ايستاده شدند . و پيش مغولان چنان قرار يافته كه به هرده تومان كه كشته شود يك كشته به سر بايستد . آخر الأمر شيدرغو طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد و در شهر ايريقى متحصن شد . چنگيز خان فرمود كه « اين دفعه شيدرغو آنچنان شكست يافت كه بعد از اين او را قوّتى نخواهد بود ؛ چرا كه اكثر سپاه او كشته شدند « 2 » . بنابراين ، به او التفات نكرده از شهر او درگذشت و روى به ختا نهاد . و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان جلال الدّين از عراق عزيمت تستر مصمّم گردانيد كه زمستان در آن سرحدّ باشد و بر سبيل يزك ايلچى پهلوان را ، كه از امراى جنگ او بود ، پيش فرستاد و خود عقب او روان شد . و در آن ايّام سليمانشاه به خدمت سلطان جلال الدّين رسيد و خواهر خود را در سلك حرمهاى سلطان درآورد . القصّه چون سلطان به نيشابور خواست ، كه او را جنديشابور نيز گويند ، رسيد - و او شهرى بزرگ بود از شهرهاى خوزستان كه الحال خراب شده و از وى اثرى نمانده - يك ماه آنجا مقام فرمود تا آنكه اكثر امرا به ركاب وى مشرّف شدند ، و اسبان قوّت گرفتند . بعد از آن عنان عزيمت به صوب بغداد منعطف داشت . و غرضش آن بود كه ناصر لدين اللّه ، خليفهء عباسى ، او را امداد و اعانت [ 236 الف ] نمايد و در روى خصمان او سدّى بزرگ سازد . بنابراين ، كس نزد خليفه ناصر الدين اللّه فرستاده معروض داشت كه « آنچه از پدر و جدّم نسبت به اين خانوادهء خلافت صدور يافته محض غلط بود ، و ايشان به سزاى خود رسيدند . اكنون ملتمس آن است كه خليفه آن كينه را از دل بر طرف ساخته در مقام تربيت اينجانب شود تا شايد كه به يمن همّت ذى نهمت ايشان نوعى شود كه ديگر اين كفّار تاتار زياده از اين در بلاد اسلام خرابى نتوانند كرد . » چون كس سلطان جلال الدّين به بغداد رسيد و پيغام او را رسانيد ، خليفه مطلقا به او التفات نفرموده و در ساعت يكى از مماليك خود را كه به درجهء امارت رسيده بود و او را قشتمور « 3 » مىگفتند ، با بيست هزار سوار مردانه نامزد نمود كه سلطان جلال الدّين را نگذارد كه به حدود بغداد درآيد و او را از آن ولايت بيرون كند ، و اگر بيرون نرود سزاى او را در كنارش نهد . و به اين اكتفا نكرده فصّاد طيور « 4 » نام شخصى را به جانب اربل فرستادند كه مظفر الدّين كوكبرى ، حاكم اربل ، با سپاه خود متوجّه دفع سلطان جلال الدّين گشته و از يك طرف قشتمور و از طرف ديگر مظفر الدّين درآيد .
--> ( 1 ) . جامع التواريخ : سه كس مرده . ( 2 ) . به گفتهء ميرخواند « سيصد هزار از قوم تنگقوت هلاك شدند . » - روضة الصفا ، ص 859 . ( 3 ) . متن : قوشتمور . ( 4 ) . تاريخ جهانگشا : قصاد طيور .